یکی از روزهای کسل آور کاری بود که طبق روال این ۱۰ ماهه که از شروع همکاری من با اینجا می گذره پیش یکیاز رفقای شفیق بودم ـ اگه بگم تنها وزنه روحی من توی این محیط جدیده مبالغه نکردم ـ که یه فکس با این مظمون رسید که مسابقه ی کارتینگی با حضور اصحاب رسانه در شرف برگزاریه ما هم که مجنون سرعت با پیگیری دوست عزیزم قرار شد صبح فردا برای تست و شرکت در دور مقدماتی به پیست کارتینگ آزادی بریم.
قبل از مسابقه اصلی ۷ دور بصورت دست گرمی (شرمنده اگه اصطلاحاتشو بلد نیستم) زدیم و من مست از لذت سرعت و این حرفا اولین تصادف رو به نام خودم ثبت کردم البته خطر جانی نداشت. بعد از دست گرمی قرار شد ۷ دور مسابه بدیم. آقا چشمتون روز بد نبینه تو دور اول مسابقه رسیدم به سخت ترین پیچ مساقه که به دلیل سرعت بالا باعث شد ماشین از مسیر خارج بشه اما این پایان ماجرا نبود تا اومدم به خودم بجنبم و سر ماشین رو بگردونم ناگهان ضربه شدیدی از ناحیه سمت راست وارد شد و مشاهده کردم که یکی از بانوان اصحاب رسانه که در دور ما قرار داشت زحمت این کار رو کشیدن البته حتما نیتشون خیر بود چون ماشین ما به صورت خیلی صاف در مسیر قرار گرفت اما وقتی برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم دیدم این بانوی خیر قدری به سمت باقالیا (لاستیکها) دچار تغییر مسیر شدن و دارن به سرعت به سمتشون می رن.
خلاصه پس از طی ۷ دور با نگاه امیدوارانه ای به خود به عنوان نفر دوم از خط پایان عبور کردم و به مرحله فینال راه پیدا کردم.

اما فینال...
۲ روز بعد طبق قرار قبلی بامون تماس گرفتن و گفتن ساعت ۸:۳۰ شب در همان مکان حاضر باشیم و من هم که همچنان مدهوش لذت دور اول بودم برای تجربه ی رالی در شب لحظه شماری می کردم. با یکی دیگه دوستان رسانه ای به محل برگزاری رفتیم. اینبار قرار شد مسابقه به صورت تایمی برگزار بشه بدین صورت که هر نفر ۵ دور پیست رو طی کنه و بهترین زمانی رو که در یک دور ثبت کرده به عنوان زمان نهایی براش منظور کنن. نفر اول شروع کرد. دور اول رو در ۴۲ ثانیه و ... دور دوم ۳۹ ثانیه و... دور سوم رو در نهایت حیرت همگان ۳۸ ثاینه و ۹۴ صدم ثانیه طی کرد و درنهایت همان زمان دور سوم براش ثبت شد.
مابقی شرکت کنندگان که چندتاییشون هم اصلا در دور اول شرکت نکرده بودن و یا مقام نیاورده بودن و با استفاده از روابط مجوز شرکت داشتند به ترتیب مسابقه دادند اما هیچ کدوم نتونستند رکورد نفر اول رو بزنند. سرانجام نوبت به ما رسید و سوار بر اریکه سرعت شدیم. درو اول در نهایت نا امیدی به پایان رسید به طوریکه همان پیچ خطرناک رو که قبلا براتون گفتم به فجیع ترین وجه ممکن رفتم تو چاله ی کنار پیست دور دوم هم هی بدک نبود اما در دور سوم در کمال تعجب فهمیدم گاز رو تا ته فشار ندادم و این امر باعث شد تا دورهای بعدی رو بهتر رد کنم در انتهای خط پس از دیدن پرچم دچار توهم دور درجا زدن شدم و برخورد کاملا مختصری با باقالیهای فوق الذکر داشتم به طوریکه عوامل پیست به سختی ماشین رو بیرون کشیدن. وقتی به جایگاه رسیدم دیدم دوستان با لبخند تحسین بر انگیزی دارن نگام می کنن و میگن " دمت گرم رکورد و زدی اما این حرکت آخرت چی بود؟" بله من تو اون لحظه به جایگاه اول دست پیدا کرده بودم. بعد از من ۲ شرکت کننده قدر دیگه تایم زدند که دقیقا نفرات اول و دوم سوم شدن و ما به رده سوم تنزل کردیم.
طبق گفته دست اندرکاران قرار است به نفر اول ۴ سکه نفر دوم ۳ سکه و نفر سوم ۲ سکه بدن که امیدوارم دچار سوء تفاهم نشید هدف من فقط تفریح بود و بس!
